دسته‌بندی نشده

انشا درباره زمستان کوتاه، زیبا و خواندنی

انشا کوتاه با موضوع فصل زمستان

فصل زیبای زمستان آخرین فصل از 4 فصل رنگارنگ خداست. نوشتن درباره ویژگی های فصل زمستان، احساسی که نسبت به زمستان داریم، خاطرات زمستان، و … می تواند موضوع خوبی برای نوشتن انشا باشد. در ادامه چند انشای زیبا درباره زمستان آورده شده است. انشا کوتاه در مورد زمستان را بخوانید و خودتان شروع به نوشتن کنید.

انشا درباره زمستان و آدم برفی

زمستان فقط سردی و یخبندان نیست زمستان هم زیبایی های خاص خودش را دارد. زیبایی های فصل زمستان کم نیستند همین برف سفید و قشنگ نعمت کمی نیست. لذت برف بازی و سرسره بازی روی برف ها، ساختن یک آدم برفی، صدای لذت بخش راه رفتن روی برف ها، تکاندن درخت های پوشیده از برف، خوردن خرمالو، انار دون شده، آش رشته داغ، چای ذغالی و شب نشینی های طولانی زمستان، هیچ کدام را نمی توان در فصل های دیگر سال تجربه کرد اگر هم بشود در زمستان صفای دیگری دارد.

انشا درباره صبح زمستانی

امروز صبح که از خواب بیدار شدم منظره برفی حیات حسابی خوشحالم کرد. معلم علوم در کلاس به ما گفت بچه ها می دانید که دانه های برف چجوری تشکیل میشن؟ سوال ساده ای به نظر می آمد اما هیچ کس جواب درستی نداشت. همه ما فکر می کردیم که دانه های برف از قبل آماده شدند و وقتی هوا سرد می شود از آسمان به زمین می بارند. اما وقتی معلم درباره مراحل تشکیل برف توضیح داد دیدیم که ماجرا کمی پیچیده تر است. دانه های برف خیلی ریز هستند وقتی به این فکر می کنم که چند دانه برف باریده که زمین به این بزرگی سفید پوش شده مغزم سوت می کشد.

انشا درباره زمستان کودکی

چند سال پیش که بچه تر بودیم و به مدرسه میرفتیم واسه اومدن زمستان لحظه شماری میکردیم. وقتی فصل زمستان می آمد هرشب را به امید اینکه صبح تا زانو برف بیاد و مدارس تعطیل بشه صبح میکردیم…

مدارس تعطیل میشد و با بچه ها توی کوچه و خیابون برف بازی میکردیم و دست و صورتمان از سرما سرخ میشد اما دست بردار نبودیم و با عشق بازی میکردیم.

زمان بچگی همه چیزش با الان متفاوت بود. گذشت آن زمان که با حتی با چیزهای کوچک خوشحال میشدیم و ذوق میکردیم.

الان که بزرگتر شدم نمیدانم باید از آمدن زمستان و بارش برف خوشحال شوم یا ناراحت…

برف عشق رو در دل زنده میکنه و روح آدم رو تازه…

انشا درباره توصیف فصل زمستان

فصل زمستان یکی از چهار فصل زیبای خداست. هوای سرد و دلچسب آن همراه با بلورهای درخشان برفش، خاطره انگیز ترین صحنه ها را می سازد. درست کردن آدم برفی با دماغ هویجی و شال گردن بافتنی زیبایش، لذت بخش ترین تفریحات زمستان است. زمستان، روز هایش کوتاه و شب هایش بلند است؛ آنقدر بلند که درخت ها و گل ها و سبزه ها، با لالایی اش به خواب می روند.

گاه گاهی شاخه های به خواب رفته شان کلاهی سفید از برف بر سر می کنند و زمین با لباس سفید و زیبایش، گلوله های تازه از سفر رسیده ی برف را در آغوش می گیرد. قدرتی که درختان را می خواباند آب ها را منجمد می کند پرندگان را فراری می دهد به گرمای طاقت فرسای زمین غلبه می کند بر روی آسمان ابری می کشد و برف و باران می بارد و آهنگ رعد و برق و طوفان از سر می دهد و آدم برفی های کوچک و بزرگ را سربازان قصر خود قرار می دهد قصری از جنس برف.

زمستان چهارمین فصل زیبای خداست. در زمستان روی دیگری از طبیعت را می بینیم. در زمستان لباس طبیعت به کلی عوض می شود و به رنگ سفید در می آید. چه لذتی دارد تعطیل شدن مدرسه ها به دلیل باریدن برف. یکی از تفریحات فصل زمستان شب نشینی های طولانی است. در زمستان می توان به طبیعت رفت و برف بازی کرد.

فصل زمستان با پایان فصل پاییز شروع می شود، در این فصل وقتی که از خواب بیدار می شوم هنوز همه جا تاریک است، در زمستان زمانی که ابر ها نیستند، موقع تاریکی شب ستاره ها چشمک میزنند و بهترین زمان برای دیدن سیاره ها و ستارگان است.

انشا ادبی کوتاه در مورد زمستان

در زمستان زمین پیراهن سفید خود را بر تن کرده و به استقبال این فصل می رود، درختان به خواب زمستانی میروند، من شروع و پایان زمستان را دوست دارم، چون شروع فصل زمستان با شب یلدا همراه است و پابان آن با عید نوروز.

هر فصل نشانه ای از شاهکار طبیعت است که بر گرفته از قدرت خداوند است، چه بسا فصل زمستان یکی از این فصل هاست که با سرما، برف و لباس های گرم و رنگارنگ خاطرهای خوش و زیبایی را برای من می سازد.

پس در این فصل زیبا خاطرات خوبی بسازیم و از آن لذت ببریم.

انشا زیبا در مورد فصل زمستان

زمستان، فصلی است که وقتی از خواب بیدار می شویم هنوز همه جا تاریک است . فصلی است که دوست داریم بخوابیم . زمستان یعنی شاید فردا سوخته باشم، شاید هم قرار است یک عمر بسوزم …یعنی زهرا سرما خورده، یعنی زینب لباس پشمی ندارد، فاطمه امسال هم چکمه نمی خرد. یعنی سیران می خواهد دکتر شود و همه سرما خورده ها را درمان کند. مریم هر روز کتک می خورد . یعنی معلم عزیزمان یک سال پیرتر شد.

زمستان یعنی بابا جانمان با هزار امید شال گردنش را به دور گردن من انداخت تا گرمم شود . یعنی مامان عزیزمان صبحانه دو قاشق عسل به ما داد تا داغ شویم . یعنی وقتی از در بیرون می رویم باز هم همه جا تاریک است . یعنی شهر در امن و امان است و ما قرار است روزی بزرگ شویم . وزیر شویم، وکیل شویم‌، لباس پشمی بپوشیم، یاد شین آباد هم نیافتیم.

انشا درباره لباس های زمستانی

زمستان همیشه یادآور سرما و برف است. یادآور لباس های گرم و پشمی، لذت چای خوردن در هوای سرد و گاهی هم زمستان یادآور لذت تعطبلی مدارس بخاطر بارش برف است.

در فصل زمستان میتوانیم آدم برفی درست کنیم و با آن عکس بگیریم. مادربزرگم امسال زمستان برایم کلاه و شالگردن خیلی زیبایی بافت و من در روزهای برفی از آن استفاده می کنم. برف بازی در روزهای برفی زمستان یکی دیگر از چیزهایی است که این فصل را برای من زیباتر کرده است.

خیلی ها فصل زمستان را دوست ندارند و از سرمای هوا گله می کنند اما زمستان فصل مورد علاقه من است. بعد از زمستان فصل بهار است و طبیعت هم به ما می گوید که بعد از سردی و سختی، روزهای خوب خواهند آمد.

انشا درباره برف زمستانی

وقتی اسم زمستان را می شنویم اولین چیزی که به ذهنمان می رسد برف و برف بازی است. همیشه بهترین خاطره های ما از زمستان مربوط به روزهای برفی ای است که با دوستان یا خانواده یک آدم برفی ساخته ایم و کلی برف بازی کرده ایم. برف خیلی زیباست، گلوله های برفی بهترین وسیله های بازی در زمستان برفی هستند. چه لذتی دارد وقتی یک گوله برفی به هدف اصابت می کند و ما از ته دل می خندیم.

مدرسه رفتن در زمستان های برفی هم زیباست و هم بعضی وقت ها سخت به خصوص روزهایی که زمین یخ می زند راه رفتن روی برف ها خطرناک است. من زمستان را خیلی دوست دارم چون وقتی برف زیاد می بارد مدرسه ها تعطیل می شود و می توانیم به جای مدرسه رفتن به برف بازی برویم. سرماخوردگی در زمستان یکی از اتفاقات زمستان است که آن را دوست ندارم.

انشا درباره من فصل زمستان را دوست دارم

من فصل زمستان را دوست دارم .

همه فصل ها زیبا هستند ، هر کدام یک جور قشنگی دارند .

بهار پر از گل های زیباست ، تابستان گرم و پر نور است ، پاییز همه درخت ها رنگارنگ میشوند ولی زمستان هم زیباست.

من فصل زمستان را به خاطر روز های برفی خیلی دوست دارم .

وقتی برف می آید میتوانیم آدم برفی درست کنیم و با دوست های خود برف بازی کنیم که خیلی کیف میدهد.

وقتی زمستان میشود در خیابان ها لبو و باقالی داغ می فروشند که سرما خیلی میچسبد .

البته گاهی آدم در فصل زمستان مریض میشود و باید به دکتر برود و داروی بخورد ولی من باز هم فصل زمستان را دوست دارم .

فقط بدی زمستان این است که ممکن است کسی در زمستان لباس گرم یا بخاری نداشته باشد .

من در زمستان همیشه میترسم اگر کسی بخاری نداشته باشد مریض بشود .

دوست دارم وقتی بزرگ شدم به کسانی که پول ندارند کمک کنم که بخاری و کاپشن و لبو برای بچه هایشان بخرند.

این بود انشای من .

انشا قشنگ با موضوع زمستان

آن گاه که دانه های ظریف برف رقصان بر زمین می نشینند.

در آن هنگام که برگ درختان دانه دانه بر زمین می افتند و زمین را فرش می کنند.

آن هنگام که ناله ی پرندگان گرسنه در برف مانده در بیابان به آسمان می رسد.

در ان هنگام است که زمستان با قدم های سرد و آرام به سرزمین ما می رسد.

در سوز سرما آتش درون بخاری ها همچون دل من و تو گرم است.

انشا درباره سرمای زمستان

سپاهیان ابر های سیاه در بلندای آسمان به جنگ هم می روند وصدای شمشیر های آن ها چون رعد سینه ی آسمان را می شکافد

در آخر اشک سپاهیان شکست خورده بر آن گندم زار می چکد اشکی که برای ما رحمت است.

توپ خورشید در زیر لحاف ابر ها گم شده بوران می آید و برف ها پر می کشند

درختان عریان شده در پاییز لباس سپید به تن می کنند.

و این ها تنها گوشه ای از زیبایی زمستان است . زمستان زیباست

از انشا با موضوعات زیر نیز دیدن کنید:

مشاهده بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 3 = 3