پایه نهم

50 انشا با موضوع چهارشنبه سوری برای پایه ششم تا نهم

انشا چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی

پایه نهم انشا چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی

مقدمه:

چهارشنبه آخر سال در فرهنگ کشورمان بسیار مهم است و ما در آن و پیش از فرا رسیدن سال نوی شمسی به خوشی و شادی می پردازیم، این اتفاق می تواند مسئله بسیار مهمی باشد و باید در نظر داشته باشیم که وقتی از چهارشنبه سوری حرف می زنیم، رسوماتی را باید به خاطر آوریم که همواره به عنوان اتفاقات مثبت یاد می شود.

تنه انشاء:

چند سالی است که چهارشنبه سوری درگیر اتفاقات اشتباهی شده است و از جمله آن ها استفاده از مواد محترقه است که به هیچ عنوان نمی تواند زیبا باشد و چه بسا که چهره زیبای این رسم جالب و کهن پارسی را بسیار تیره کرده است. در واقع هر ساله مرگ و قطع اعضای بدن بسیاری را می بینیم و هر سال نیز سعی می کنیم که این اتفاق کم تر رخ دهد، در صورتی که چنین نیست و همین طور وضعیت بدتر و تلخ تر می شود.

کافی است که گزارش بیمارستان ها که از طریق شبکه های تلویزیون در این روز پخش می شود را مشاهده کنید. متوجه می شوید که بسیاری از ما درگیر این مسئله به شکلی اشتباه شده ایم و آن که باید رخ دهد را انجام نمی دهیم. نباید اجازه دهیم که چهارشنبه سوری تبدیل به روز چهارشنبه سوزی شود که می تواند پایان تلخ و بدی در سال ما داشته باشد.

انشا چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی
انشا چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی

نتیجه گیری:

چهارشنبه سوری گاه در کشور ما و شهر های مختلف با کارناوال مرگ اشتباه گرفته می شود، مسئله مهم دیگر نیز این است که وقتی چهارشنبه سوری شروع می رود در دل تمام پدر و مادر ها دلهره بزرگی پیش از شروع سال نو نهفته است که قطعا باید تغییر کرده و اصلاح شود. آن ها نباید درگیر این ترس شوند و این ترس می تواند شروع بدی باشد.

 

انشا چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزیپایه نهم

گردآوری توسط: مرجع انشا / انشائی

 

1 )

انشا چهارشنبه سوری پایه ششم

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز زنده نگاه داشته اند که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در دوران گذشته بسیار دور است.
از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، آتش افروزان در تمام نقاط شهر و ده آتش می افروختند که آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می داشتند. دختران و پسران دور آتش گرد می آمدند و به پایکوبی و سرود خوانی و پرش از روی آتش می پرداختند. این آتش ، نماد و نشانه ی نیروی مهر میترا و نور و دوستی بود.
آیین آتش افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام “چهار شنبه سوری” بر خود گرفته است

انشا چهارشنبه سوری پایه پنجم

مقدمه : چهارشنبه سوری یکی از جشن های فرخنده سال در میان مردم ایران می باشد که دران رسم و رسوماتی هست که مردم بااجرای ان تفریح می کنند و خوش گذرانی می کنند این چهارشنبه اخر سال را در کل ایران ، بااین که در اخر سال این جشن برگزار می شود ولی از جشن های اولیه سال جدید یعنی نوروز می باشد که به چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سرخ معروف است.

متن انشا: چهارشنبه یکی از جشن های بسیار قدیمی است که مردم همه ساله ان را به جا می اورند و نوعی جشن یا مراسم سنتی به حساب می اید دررابطه با معنی این کلمات باید بگوییم که چهارشنبه سوری چهارشنبه نام یکی از ایام هفته می باشد وسوری نیز به معنی سرخ می باشد ، طبق آیین باستان در این رو آتش بزرگی بر افروخته می شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: زردی من از تو، سرخی تو از من. این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد به بیان دیگر مردم خواهان آن هستند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به آنها بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد البته جایز است که اشاره ای کنیم به چهارشنبه سوری در شاهنامه فردوسی که در ان نیز اشاره شده است به این جشن کهن و باستانی بین مردم ایران جشن چهارشنبه سوری یاهمان چهارشنبه سرخ بین مردم این موضوع رواج دارد که می گویند چهارشنبه سوری نوعی مبارزه بااتش در شب هنگام می باشد در این شب باشکوه مراسمات دیگری هم مرسوم است از قبیل فالگوش ایستادن و یک شالی را از پنره یا در خانه کسی می اویزند و… اما چهارشنبه سوری های این دوره کمی با گذشته تفاوت هایی دارند از قبیل اینکه امروزه از وسایل های خطرناکی برای این جشن استفاده می کنند و جشن باشکوه خود را گاه به ناراحتی تبدیل می کنند که منتقدان این موارد هم بسیارند بخاطر مشکلاتی که در این روز گریبان گیر بسیاری از مردم می شود.

نتیجه گیری : چهارشنبه سوری جشنی مقدس برای سرزمینمان ایران است پس لطفا در این جشن مواظب باشیم تا خوشی و شادی خود و اطرافیان خود را در این جشن بزرگ و مقدس از بین نبریم و جشنی شاد و خوب داشته باشیم.

 

انشا چهارشنبه سوری پایه نهم

از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.
در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است.
نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :
«… و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»
در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.

 

انشا چهارشنبه سوری پایه دهم

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز زنده نگاه داشته اند که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در دوران گذشته بسیار دور است.

از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، آتش افروزان در تمام نقاط شهر و ده آتش می افروختند که آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می داشتند. دختران و پسران دور آتش گرد می آمدند و به پایکوبی و سرود خوانی و پرش از روی آتش می پرداختند. این آتش ، نماد و نشانه ی نیروی مهر میترا و نور و دوستی بود.

آیین آتش افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام “چهار شنبه سوری” بر خود گرفته است

 

انشا چهارشنبه سوری پایه چهارم

یکی از جشن های سنتی ایرانی که در شب آخرین چهارشنبه سال برگزار می شود چهارشنبه سوری نام دارد. واژه «چهارشنبه سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می کنند و از آن می پرند آغاز می شود و در زمان پریدن می خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان عموم ایرانیان (بجز زرتشتیان) رواج دارد.امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن ها زیاد است، آتش بازی و انفجار ترقه ها و فشفشه ها نیز متداول است. در سال های اخیر، رسانه های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می دهند.البته مراسمی که امروزه برپا می شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی احترامی به آن نماد تلقی می شود. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. از نظر زرتشتیان پریدن از روی آتش بی حرمتی به آتش است. کورش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند. او در این باره می گوید: “ما زرتشتیان در کوچه ها آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می دانیم.ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به زیر افکنده و آن ها را می شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.در گذشته پس ار پایان آتش افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می آمدند و آخرین دانه های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می کردند و می خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان تر می گردد و کینه و رشک از وی دور می گردد. امروزه اصطلاح نمک گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته است. فال گوش یکی از رسم های چهارشنبه سوری است که در آن دختران جوان نیت می کنند، پشت دیواری می ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می گیرند. در رسم قاشق زنی دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می روند. صاحبخانه از صدای قاشق هایی که به کاسه ها می خورد به در خانه آمده و به کاسه های آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده است. پس از خاموشی آتش و کوزه شکستن و فالگوشی و گره گشایی و قاشق زنی جوانان نوبت به شال اندازی می رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می ریزند و گره ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می سازند که هدیه سوری آماده است. آنگاه شال انداز شال را بالا می کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بوده اند که جشن های چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می دانستند

 

انشا چهارشنبه سوری پایه پنجم

آداب و رسوم ما نشان دهنده ی فرهنگ و تمدن دیرینه ی ماست که با اجرا و احترام به آن اصیل بودن ما و ارزشمند شمردن گذشتگان ما جلوه گر می شود. این رسومات از گذشته های خیلی دور دارای یک عادت و سنت هایی بوده است که همه ساله اجرا می شده و می شود. همانطوری که عادت قاشق زنی و یا پریدن از روی آتش بوده است. که هرکدام ماجرایی را پشت پرده دارند. رسم قاشق زنی که مفهوم آن را دارد که در این شب عزیز که همگی به مناسبت عید شادی می کنند و جشن می گیرد درست نیست که افرادی در همسایگی گرسنه سر بر روی بالش بگذارد. با این رسم همدلی و مهربانی را نسل به نسل به فرزندانمان آموزش می دهیم و با تقسیم غذا و شیرینی و تنقلات خود برکت را به سفره های خود در این شب عزیز مهمان می کنیم و یا رسم پریدن از آتش که نشان دهنده ی این است که با شروع سال جدید تمام بیماری ها و زردی ها از تن و بدن انسان خارج شود و در مقابل آن سرخی و زیبایی آتش در وجودمان وارد شود و با دور هم جمع شدن خانواده ،اتحاد و پیوستگی را یادآور می شوند و با شادی و همهمه به استقبال سال جدید می روند تا در مقابل آن سال شاد و پر از خیر و برکتی داشته باشند. اما رفته رفته این سنت های مهم و پرمفهوم در حال نابودی است و در مقابل آن رسومات غربی دیگری وارد شده که نه تنها هیچ مفهوم و فایده ایی ندارد بلکه سرشار از خطرات و اتفاقات ناگوار را می تواند به همراه داشته باشد. مثل رسم آتش بازی و ترقه و فشفشه که می تواند با یک لحظه غفلت اتفاقی جبران ناپذیر به همراه داشته باشد و تنها چیزی که به جا بگذارد حسرت و پشیمانی است. بیاییم از گذشتگان خود درس بگیریم و آن ها را سرمشق و سرلوحه ی زندگی خود قرار دهیم و مهربانی و یک دلی و اتحاد و پیوستگی را به جای شادی ها و لذت های لحظه ایی جایگزین کنیم. زیرا که این آموزه های گران بها نه تنها لحظه ایی نیستند بلکه جاویدان و همیشگی هستند و با اجرا آن تنها با عشق و خوبی سال خود را شروع می کنیم.
گذشتگان ما درست است که در گذشته بودن و تمام شدن اما با کمی تحقیق و پرس و جو متوجه می شویم که با همه ی قدیمی بودنشان اما همیشگی بودند. بیاییم با پیروی از آن ها ما نیز همیشگی شویم.

 

انشا چهارشنبه سوری پایه ششم

از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.

در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.

متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است.

نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :

«… و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»

در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.

 

انشا چهارشنبه سوری پایه دهم

یکی از جشن های سنتی ایرانی که در شب آخرین چهارشنبه سال برگزار می شود چهارشنبه سوری نام دارد. واژه «چهارشنبه سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می کنند و از آن می پرند آغاز می شود و در زمان پریدن می خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان عموم ایرانیان (بجز زرتشتیان) رواج دارد.امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن ها زیاد است، آتش بازی و انفجار ترقه ها و فشفشه ها نیز متداول است. در سال های اخیر، رسانه های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می دهند.البته مراسمی که امروزه برپا می شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی احترامی به آن نماد تلقی می شود. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. از نظر زرتشتیان پریدن از روی آتش بی حرمتی به آتش است. کورش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند. او در این باره می گوید: “ما زرتشتیان در کوچه ها آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می دانیم.ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به زیر افکنده و آن ها را می شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.در گذشته پس ار پایان آتش افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می آمدند و آخرین دانه های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می کردند و می خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان تر می گردد و کینه و رشک از وی دور می گردد. امروزه اصطلاح نمک گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته است. فال گوش یکی از رسم های چهارشنبه سوری است که در آن دختران جوان نیت می کنند، پشت دیواری می ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می گیرند. در رسم قاشق زنی دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می روند. صاحبخانه از صدای قاشق هایی که به کاسه ها می خورد به در خانه آمده و به کاسه های آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده است. پس از خاموشی آتش و کوزه شکستن و فالگوشی و گره گشایی و قاشق زنی جوانان نوبت به شال اندازی می رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می ریزند و گره ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می سازند که هدیه سوری آماده است. آنگاه شال انداز شال را بالا می کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بوده اند که جشن های چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می دانستند

مطلب پیشنهادی :  انشا با موضوع هر چه بکاریم آن را درو خواهیم کرد

 

انشا چهارشنبه سوری جدید

آداب و رسوم ما نشان دهنده ی فرهنگ و تمدن دیرینه ی ماست که با اجرا و احترام به آن اصیل بودن ما و ارزشمند شمردن گذشتگان ما جلوه گر می شود. این رسومات از گذشته های خیلی دور دارای یک عادت و سنت هایی بوده است که همه ساله اجرا می شده و می شود. همانطوری که عادت قاشق زنی و یا پریدن از روی آتش بوده است. که هرکدام ماجرایی را پشت پرده دارند. رسم قاشق زنی که مفهوم آن را دارد که در این شب عزیز که همگی به مناسبت عید شادی می کنند و جشن می گیرد درست نیست که افرادی در همسایگی گرسنه سر بر روی بالش بگذارد. با این رسم همدلی و مهربانی را نسل به نسل به فرزندانمان آموزش می دهیم و با تقسیم غذا و شیرینی و تنقلات خود برکت را به سفره های خود در این شب عزیز مهمان می کنیم و یا رسم پریدن از آتش که نشان دهنده ی این است که با شروع سال جدید تمام بیماری ها و زردی ها از تن و بدن انسان خارج شود و در مقابل آن سرخی و زیبایی آتش در وجودمان وارد شود و با دور هم جمع شدن خانواده ،اتحاد و پیوستگی را یادآور می شوند و با شادی و همهمه به استقبال سال جدید می روند تا در مقابل آن سال شاد و پر از خیر و برکتی داشته باشند. اما رفته رفته این سنت های مهم و پرمفهوم در حال نابودی است و در مقابل آن رسومات غربی دیگری وارد شده که نه تنها هیچ مفهوم و فایده ایی ندارد بلکه سرشار از خطرات و اتفاقات ناگوار را می تواند به همراه داشته باشد. مثل رسم آتش بازی و ترقه و فشفشه که می تواند با یک لحظه غفلت اتفاقی جبران ناپذیر به همراه داشته باشد و تنها چیزی که به جا بگذارد حسرت و پشیمانی است. بیاییم از گذشتگان خود درس بگیریم و آن ها را سرمشق و سرلوحه ی زندگی خود قرار دهیم و مهربانی و یک دلی و اتحاد و پیوستگی را به جای شادی ها و لذت های لحظه ایی جایگزین کنیم. زیرا که این آموزه های گران بها نه تنها لحظه ایی نیستند بلکه جاویدان و همیشگی هستند و با اجرا آن تنها با عشق و خوبی سال خود را شروع می کنیم.

گذشتگان ما درست است که در گذشته بودن و تمام شدن اما با کمی تحقیق و پرس و جو متوجه می شویم که با همه ی قدیمی بودنشان اما همیشگی بودند. بیاییم با پیروی از آن ها ما نیز همیشگی شویم.

 

انشا چهارشنبه سوری جذاب

ابتدا که معلممان موضوع را گفت خنده ام گرفت چون من هم مثل همه دوستانم ابتدا ذهنم به سمت ترقه و آتش بازی رفت ولی پس از کمی فکر کردن به نتایج جالبی رسیدم و دیدم چهارشنبه سوری یا همان سه شنبه آخر سال نکات زیادی در خود دارد که بر آن شدم آن هارا بنویسم. این سه شنبه آخر سال که ما به آن چهار شنبه سوری میگوئیم برگرفته از سنت نیاکان ماست و ریشه تاریخی دارد که بسیار زیبا و دلنشین است.چهارشنبه سوری موقعی اتفاق افتاد که در زمان قاجار مردم ایران به سبب ورود شاه جدید و تاج گذاری او در آخرین سه شنبه سال و ورود او به شهر ها در پست بام خانه های خود آتش روشن کردند و شادی کردند و از آن به بعد مردم هرساله در آن روز آتش روشن میکردند و از آن میپریدند و می گفتد که پریدن از روی آتش باعث می شود تمام بدی های آن ها در سال گذشته باقی بماند و آن ها نو و پاک از هرگونه به سال جدید پا بگذارند. هم اکنون نیز سنت روشن کردن آتش و پریدن از روی آن در بسیاری از نقاط کشور عزیزمان وجود دارد اما متاسفانه یکی از بدترین فرهنگ های موسوم در کشور با فرهنگمان ایران استفاده از ترقه و مواد آتش زاست که ساالنه جان بسیاری از هموطنان عزیزمان را گرفته و باعث داغداری بسیاری از خانواده ها می شود و بسیاری از جوانان و نوجونان کشورمان از کار خودپشیمان می شوند ولی سال جدید که می آید باز هم روز از نو روزی از نو و باز هم بسیاری از نوجوان و جوانان میهنمان به استقبال خطر می روند خطری که ممکن است باعث یک عمر پشیمانی برای آن ها شود… بگذریم این خطر ها هرساله وجود داشته و هرساله بسیاری از منابع مالی کشورمان بر اثر قاچاق همین مواد و خرید و فروش آن ها به کشورهای دیگر مانند چین می رود و همین نوجونان و جوانان کشور ما از وضعیت بد اقتصادی می گویند… پس حال است که باید بگوئیم بدون شرح….

 

انشا چهارشنبه سوری امسال بلند

در ایران از جمله جشنهای باقیمانده از جشن‌های آتش و جشنهای سده، جشن سوری و در پایان سال و یا همان چهارشنبه سوری می‌باشد؛ در وهله‌ی نخست بایستی گفت که گروهی چهارشنبه سوری را مستحدثات جشن‌های ایرانی می‌دانند و اینکه در تاریخ باستان ایران پایه و نشان و ریشه‌ای برای آن وجود ندارد‌، و عده‌ای نیز آن را کاملاً آریایی و ایرانی می‌پندارند که بدعتها و انحرافاتی در آن واقع شده است‌. آقای هاشم رضی پژوهشگر برجسته اوستا و گاثاهای زرتشت در کتاب گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان بدرستی اشاره می‌کند که در اواسط سدة چهارم هجری از این جشن و چگونگی برپای و هنگام آن بوسیله ابوجعفر نَرْشًحی مورخ سده سوم آگاهیم که در زمان منصور بن نوح سامانی در میانه سده چهارم هجری این جشن برقرار بوده است و چنین آورده شده است که «… و چون امیر منصور بن نوح به مُلک نشست اندر ماهِ شوالیّه سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان‌، فرمود تا آن سراهای دیگر بار عمارت کردند و … آن گاه امیر سدید به سرای نشست و هنوز سال تمام نشده بود که شب سوری چنانکه عادات قدیم است، آتشی عظیم افروخته ، پـاره‌های آتش به جست و سقف‌ و سرای درگـرفت و دیگر بـاره جمله‌سـرای بسوخت و …»
همانطور که ملاحظه می‌شود نکاتی چند در این سند تاریخی که بسیار با اهمیت می‌باشد وجود دارد از جمله اینکه در این سند تاریخی شب سوری ذکر شده است و از چهارشنبه سوری نامی برده نشده است دوم اینکه گفته شده برسم عادات قدیم ایرانیان و این نشان از برگزاری این جشن قبل از تسلط اعراب و اسلام بر ایران و کهن بودن آن می‌دهد و سوم اینکه آتش افروختند بطوریکه عمارت و سرای سلطان سوخته است‌. چهارم اینکه هنگام برگزاری آن ، که گفته شده هنوز سال تمام نشده است.

اما زمان و هنگام اجرای جشن سوری برپایه مستندات گاه‌شماری ، چهارشنبه نبوده است چون در تقویم و روزشماری ایرانیان، شنبه و چهارشنبه ،آدینه و جمعه وجود نداشته است و هر سال به 12 ماه تقسیم می‌گشته است و هر ماه دست‌کم، بی کم و کاست 30 روز داشته است و هر روز هم برای خودش نامی داشته است و جهت حساب کبیسه پنج روز افزون را که سال شمسی 365 روز کسری بود به پنج نام از عنوان گاثاها که سرودها و نیایش‌ها زرتشت بود می‌نامیدند و این پنج روز مجموعاً پنج خمسه‌، پنجة دزدیده و … می‌نامیدند.از جمله اظهارات آقای کوروش نیکنام موبد زرتشتی را که گفته است ما زرتشتیان در کوچه آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را ( به نیّیت فریضه دینی) زشت می شماریم و این مراسم مربوط به زمان بعد از اسلام و تسلط اعراب می باشد، می تواند دلیل بر خلط و انحراف این مراسم به نام چهار شنبه سوری با شب سوری آریایی باشد.

با این مقدمه می‌توان مدعی شد که در یکی از چند شب آخر سال ایرانیان جشن سوری را که عادات و سنتی قدیم آنان بود، با آتش افروزی همگانی بر پا می‌کردند، اما چون تقسیم آنان در روزشماری بر آن پایه نبود که ماه را به چهار هفته با نامهای کنونی روزها بخش کنند و بخوانند لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقیقاً چنین جشنی برگذار نمی‌شده است و روزشماری کنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شده است، بی گمان سالی که این جشن به شکلی گسترده و فراگیر برقرار بود، مصادف با شب چهارشنبه شده و چون در روز‌شماری و فرهنگ تازیان ، چهارشنبه نحس و نامبارک و بدیمن محسوب می‌شده است از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و به این وسیله سعی داشتند که نحوست چنین شب و روزی را منتفی کنند. چنانکه جاحظ نویسنده مشهور عرب در رساله المحاسن و الاضداد آورده است «الأربعاء یوم ضنک و نحس» چهارشنبه روز شوم و نحس نزد اعراب بوده است. البته در چگونگی تطبیق جشن شب سوری با چهارشنبه سوری تازی، داستانها و دلایلی را ذکر نموده‌اند که به ذکر یکی از آنها اکتفا می‌شود. یکی از دلایل آن این بوده است که مختار سردار شیعیِ معروف عرب همان کسی که به خونخواهی امام حسین و یارانش قیام کرد، هنگام آزاد شدن از زندان به خونخواهی شهدای کربلا قیام نموده و برای اینکه موافق و مخالف خود را از هم تمییز دهد اعلام نمود که شیعیان بربالای بامهای خود آتش بیفروزند تا موافق و مخالف از هم تمییز داده شود و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه‌ سوری آخر سال، واز آن به بعد مرسوم شد که ایرانیان مراسم آتش‌افروزی را در شب چهارشنبه آخر سال برپا کنند.

بی‌گمان فلسفه انطباق جشن سوری با چهارشنبه سوری و اینکه جشن سوری ایرانی چگونه نحوست و شومی چهارشنبه سوری را از بین می‌برد، می‌تواند این باشد که آتش در نزد ایرانیان آریایی مظهر روشنی‌، پاکی ، طراوت ، سازندگی و تندرستی و در نهایت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است، بیماریها ، زشتی‌ها ، بدیها و همة آفات و بلایا در عرصه تاریکی و ظلمت مظهر و نماد اهریمن می‌باشند‌؛

به اعتقاد ایرانیان هرگاه آتش افروخته شود، بیماری ، فقر، بدبختی، ناکامی و بدی محوّ و ناپدید می‌گردد چرا که از آثار وجودی ظلمت و اهریمن هستند. پس افروختن آتش و بطورکنایه، راه یافتن روشنیِ معرفت در دل و روح است که آثار اهریمنی و نحوست و نامبارکی را از میان برمی‌دارد به همین جهت جشن سوری پایان سال را به شبِ آخرین چهارشنبه سال منتقل کردند تا با طلیعة سال‌نو خوشی و خرم و شادکام گردند. چنانکه از آثار فرهنگی و رسوم کهن ایرانیان برپا کردن جشن و سرور و شادی بوده است و البته این جشن و سرور و شادی کاملاً جنبه دینی، اجتماعی و فلسفی بخود گرفته است و هدف از آن ارتقای روح و روان و همچنین شادی تن و جسم برای تلاش‌، کوشش و سازندگی بیشتر بوده است. ایرانیان مردمانی جشن باره بوده‌اند چنانکه می‌توانیم آثار آن را در کتیبه‌های داریوش مشاهده نمود، که بسیار به، شادی و شادمانی ایرانیان آریایی و باورمندیهای که جزوه آیین زرتشتی بوده، اشاره شده است واز شادی آفریده‌ی اهورا مزدا و سوگ، اندوه و غم آفریده‌ی اهریمن نام برده شده است؛ مانند: «خدای بزرگ است ، اهورا مزدا که آسمان را آفرید، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را از برای مردم آفرید » استاد پورداود جشن پریدن از روی آتش و خواندن ترانه‌هایی در آن خصوص را زشت می‌پندارد چنانکه در کتاب آناهیتا می‌گوید:« در جشن چهارشنبه سوری از روی شعله آتش جستن و ناسزای چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن، از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی‌دانستند آن چنانکه در آتش افروزی جشن سده که به گفته گروهی از پیشینیان ، پرندگان و چارپایان را به قیر و نفت اندوده، و آتش می‌زدند، از دوران پس از اسلام است».

آقای هاشم رضی تاریخ برگزاری جشن سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون نمی‌داند یا در شب بیست و ششم از ماه اسفند، یعنی در نخستین شب از پنجة کوچک یا نخستین شب از ده‌شب و روز فروردگان قراردارد، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجة«وه» که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز جشن هَمَسْپتْمَدَم و آخرین گاهنبار و جشن آفرینش انسان است.

یکی از واجبات و سنت‌‌های معمول آتش افروختن بر سر بام‌ها و در کوی و برزن بوده است جشن ده‌روز فروردگان مطابق با هر جشن دیگر‌، با افروختن آتش و نیایش‌های ویژه‌ای معمول بوده است، اما علت اصلی برافروختن آتش که نشانه شادمانی، ستایش اهورا مزدا و آغاز جشن بود تا ارواح را راهنما باشد ودر روشنی و فروغ اتش به خانه‌های خود در آیند، البته در پشت بام در کنار آتش خوراک‌های ویژه‌ای نیز می‌گذاشتند.

جشن سوری در قدمت برابر است با اعتقاء آریایی‌ها و به ویژه مردم ایران‌زمین به فروهرها یعنی ارواح پاک‌نیاکان.

که البته باید ریشه آن را در اوستا و گاثاهای زردتشت پیدا کرد چنانکه در فروردین‌ یشت پاره 49 آمده « فروهر‌های نیک توانای پاک در هنگام (جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاه خود به سوی زمین فرود آیند و ده شب پی در پی از برای آگاهی یافتن از بازماندگان در این سرا بسر ‌برند».

« آتش را می‌ستایم که آفریده‌ی پاک اهورا مزدا می‌باشد» پس تقدس آتش به دلیل آفریده شدن ان توسط اهورامزدا بوده و خودِاتش به منظور یاری و استمداد جُستن ستایش نمی‌شده است.

شب سوری بی‌گمان شکل درست تلفظ این جشن «جشن سوری یا چهارشنبه سوری» است؛ در دوران ساسانیان و‌اژه سوری فارسی‌، در پهلوی به گونه سوریک صفت اسـت چون سـور به معـنی سـرخ و « یکِ» پسوند صفت می‌باشد به معنی سرخ و سرخ‌رنگ، و شب سوری یعنی شب سرخ، چرا که عنصر اصلی این مراسم برافروختن آتش سرخ بوده است. در اوستا کلمه سور با واژه سوئیریه ‌یا« suirya » به معنی چاشت آمده است ،که ان را در معنی مهمانی بزرگ گرفته و بکار برده اند؛ البته کردهای امروزی هنوز هم به آذر(‌واژه اوستایی) آگِر و به شب سرخ‌، شَوِ‎ْ سور می‌گویند و آگِرَه سوره همان آتش سُرخ و یا آذر سوئیریه اوستایی می‌باشد.

بسیاری از مراسم کنونی که در پایان سال یا چهارشنبه سوری باقی‌ مانده است کنایه از اهدای نذور و فدیه ارواح و فروهرها می‌باشد ودر این شب سال، به زیارت اهل قبور رفتن و نذری جهت اموات دادن و مراسم آتش افروختن بر بام‌ها؛هنوز میان زرتشتیان و بسیاری از مردم روستاها جهت راهنمایی فروهرها مرسوم می باشد؛ اهدای آجیلِ مشکل‌گشا که همان لُرْک lork یا آجیل هفت مغز زرتشتان است ،و مراسم فال کوزه و کجاوه بازی و شال اندازی و … میان مردم آذربایجان و …، جای پای مشخصی در رسوم ایرانیان قدیم دارد.

 

انشا چهارشنبه سوری امسال

تاریخ ایران باستان پر از جشن‌هایی است که همگی بر پایه دید و نگاه پیشینیان، دارای فلسفه و جوهری وجودی هستند. این جشن‌ها تعداد بسیار زیادی داشته‌اند ولی امروزه تنها «جشن سوری»، معروف به «چهارشنبه سوری» برایمان به یادگار مانده است. سوری به معنی سرخی است و اشاره به سرخی آتشی دارد که در این روز می‌افروخته‌اند.
روشن کردن آتش به طور کنایه راه یافتن روشنی معرفت در دل و روح است که آثار اهریمنی و نامبارکی را از بین می‌برد، یک رشته جشن‌های آریایی با جشن‌های آتش است. جشن‌هایی مانند جشن‌های سده، آذرگان در نهم آذر، شهریورگان، جشن «گجرسی» و… که با همین منظور، در آنها آتش می‌افروزند.
دلیل اینکه در چهارشنبه سوری آتش روشن می‌شود این است که آتش نزد ایرانیان نماد روشنی، پاکی، طراوت، سازندگی، زندگی، تندرستی و در پایان بارزترین نماد خداوند در روی زمین است. بیماری‌ها، زشتی‌ها، بدی‌ها و همه آفات در عرصه تاریکی و ظلمت جای دارند و به همین علت اهریمن مظهر تیرگی و جایگاه او تاریکی است.
علاوه بر این از قدیم‌الایام تا آنجا که تاریخ نشان می‌دهد، بشر برای آتش اهمیت خاصی قایل بوده و پیشرفت قسمت مهمی از زندگی خود را مدیون وجود این عنصر مفید دانسته است.
چهارشنبه سوری در فرهنگ پارسی به عنوان مقدمه و پیش درآمد عید نوروز نیز شناخته شده است که همواره در طول تاریخ، قبل از فرا رسیدن سال نو و تحویل نوروز برپا می‌شده و هنوز هم در بین اقوام و شهروندان ایرانی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.
چهارشنبه پیشوندی است که بعد از اسلام و بر اثر اختلاط فرهنگی با اعراب (که چهارشنبه را نحس می‌دانستند) به جشن سوری اضافه شد، وگرنه تا قبل از اسلام جشن سوری در روز خاصی برگزار نمی‌شد و معمولاً در اواخر زمستان و بنابرقولی بیست و پنجم اسفند در حالی که زمین درحال گرم شدن بود انجام می‌شد.
در هرصورت برپا کردن جشن‌های باستانی در صورتی که به همان نشاط سابق و مبدأ پیدایش انجام گیرد، زیبایی خود را دارد وگرنه یک جشن تحریف شده، به نظر منطقی نمی‌رسد.

انشاهایی که خواندید صرفاً برای ایده گرفتن شما دانش‌آموزان عزیز نوشته شده بودند، از آنها ایده بگیرید و خودتان انشاهای قشنگ‌تری بنویسید. انشاهای خوبتان را برای ما بفرستید تا با نام خودتان در ستاره منتشر کنیم.

 

انشا چهارشنبه سوری 99

چهارشنبه سوری در غروب آخرین سه‌شنبه و شب آخرین چهارشنبه سال برگزار می‌شود. در روزهای قبل از آن و حتی از یکی دو ماه قبل بسیاری از افراد برای این جشن آماده می‌شوند. آماده شدن‌هایی که گاهی بسیار خطرناک است و خطرات و آسیب‌های جبران ناشدنی به دنبال دارد.
در ایران باستان چهارشنبه سوری با آتش پیوند زده شده است و در زمان حاضر آتش را با ترقه و مواد منفجره کوچک می‌شناسند، به همین دلیل چهارشنبه سوری به جای جشن تبدیل به مراسمی پر از خطر شده است.
اولین خطر برای نوجوانان است. آنها مواد منفجره را بدون آنکه از خطر آن آگاه باشند، در دست می‌گیرند. در بسیاری از موارد یک بی‌احتیاطی و رعایت نکردن مسائل ایمنی باعث از دست دادن چشم، دست، پا و… شده است و در مواردی حتی شخص جان خود را از دست می‌دهد.
خطر دیگر متوجه اطرافیان فرد است. یعنی کسانی که برای تماشا و لذت بردن از آتش‌بازی با ترقه دور فرد جمع شده‌اند. هرچه مواد منفجره بیشتر و از انواع قوی‌تر باشند، شعاع بیشتری را درگیر انفجار می‌کنند.
فقط کسانی که از آتش‌بازی لذت می‌برند، درگیر این خطرات نمی‌شوند. برخی افراد بدون آنکه به این مراسم تمایل داشته باشند قربانی چهارشنبه سوری می‌گردند، حتی اگر در خانه خود باشند. به عنوان مثال زن باردار یا پیرمرد و پیرزنی که قلب ضعیفی دارند، ممکن است بر اثر سر و صدای ایجاد شده از انفجارات کوچک دچار حمله عصبی و شوک شده و سلامتی‌شان به خطر بیفتد. بعضی کودکان از صداهای این انفجارات دچار ترس و وحشت می‌شوند.
در مرحله بعد نکته قابل تأمل این است که همه افراد مصدوم نیاز به مراقبت ویژه دارند؛ آتش‌نشانی، بیمارستان‌ها، اورژانس‌ها و آمبولانس‌ها در این شب حالت آماده‌باش دارند و یکی دیگر از خطرات شب چهارشنبه سوری هزینه‌های زیادی است که به قسمت پزشکی و مدیریت بحران کشور وارد می‌شود.
یکی از خطرات دیگر این است که هرساله بسیاری از منابع مالی ایران بر اثر قاچاق مواد و خرید و فروش ترقه و وسایل آتش‌بازی به کشورهای دیگر مانند چین می‌رود و وقتی جوانان کشور ما از وضعیت بد اقتصادی و بیکاری گلایه دارند، این نیز از خطرات چهارشنبه سوری است.
نکته جالب اینجاست که خود چهارشنبه سوری به شکل سنتی آن و به تنهایی خطری ندارد و این تبعات وارداتی آن یعنی ترقه و مواد محترقه هستند که این جشن باستانی را خطرناک کرده است.
نتیجه می‌گیریم که تشخیص اینکه با وجود این همه خطر به استقبال هیجانات چهارشنبه سوری برویم یا نه، برعهده خود نوجوانان است و مشاهده می‌کنیم که در سال‌های اخیر تلفات چهارشنبه سوری کاسته شده است.

مطلب پیشنهادی :  انشا با موضوع انسان در زندگی پر از سختی

 

چهارشنبه سوری در ایران

شب آخرین چهارشنبه ی سال را چهارشنبه سوری می گویند . کلمه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.طبق آیین باستان در این رو آتش بزرگی بر افروخته می شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.به بیان دیگر مردم خواهان آن هستند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به آنها بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.

 

 

انشا درمورد آداب چهارشنبه سوری

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن های ایرانی است که در شب چهارشنبه آخر سال (سه شنبه شب) از دیرباز در ایران برپا می شود، این جشن اولین جشن از مجموعه جشن‌ها و مناسبت‌های نوروزی است.

سور در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویشهای ایرانی به معنای “جشن”، “مهمانی” و “سرخ” به کار رفته است. به این اعتبار که در شب چهارشنبه آخر سال ایرانیان جشن می گیرند و شادی و سرور می کنند و آتش می افزوزند و با شعله های سرخ آتش دل تاریک شب را سرخ و روشن می کنند، می توان شب چهارشنبه سوری را جشن شب چهارشنبه یا شب چهارشنبه سرخگون و سرخ فام دانست.

در برخی نقاط ایران دو یا سه چهارشنبه آخر سال را بدشگون می پنداشتند و جشن می گرفتند. مثلا، مردم اردبیل سه چهارشنبه از آخرین ماه سال را جشن می گیرند و آنها را به ترتیب ” توز” (= توس، رنگ طوسی) چهارشنبه ” کول” یا “کوله” ( خاکستر) چهارشنبه و ” گول” ( سرخ و آتشین) چهارشنبه می نامند.

در این روزگار شب چهارشنبه سوری در سراسر خاک ایران با شور فراوان و بارسم خاص جشن گرفته می شود. که برخی از رسم های معمول در فرهنگ های بومی اشاره می کنیم.

بوته افروزی: پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را روی بام یا زمین حیاط خانه و یا گذرگاه در سه یا پنج یا هفت ” گله” کپه می کنند. با پریدن آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گردهم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند.

در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند.

مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند: تهرانی ها در هر بار پرش چنین می خوانند: ” زردی من از تو- سرخی تو از من” یا می گویند: غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا! یا می گویند: ای شب چهارشنبه، ای کلید چار دنده، بده مراد بنده!

در خراسان مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یک سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هریک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود بچرخاند و آخرین نفر کوزه را بر سربام خانه می برد و آنرا به کوچه پرتاپ می کند و می گوید: “درد و بلای خنه ر رختم به توی کوچه” خراسانی ها باور دارند که با دورافکندن کوزه تیربختی، شوربختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.

آب پاشی و آب بازی: زنان روستایی برخی نقاط ایران برای دور کردن آفت و بلا و بدبختی در غروب شب چهارشنبه آخر سال، بی آن که با کسی سخنی بگویند به سر رودخانه، نهر یا چشمه می روند و جام یا کوزه ای آب از آن برمی دارند و به خانه می آورند. در خانه آب را روی اسباب خانه و در و دیوار می پاشند و گاهی نیز آب جام یا کوزه را در راه به هرکسی که ببینند می پاشند و خیسشان می کنند، تا در سال نو سلامت و شاداب و با طراوت باشند.

در پاره ای نقاط، مادران در روز چهارشنبه سوری از خانه بیرون و به صحرا می روند و چند تار موی از گیسوی کودکان خود می پیچیند و به باد یا به آب جوی و رودخانه می دهند تا همراه تارهای مو درد و رنج و بلا را ازتن کودکانشان به نسیم باد یا امواج آب بسپارند.

در روز چهارشنبه آخر سال معمولا زنان ناخن های انگشتان دست خود را می چینند و چند تار مو از گیسوی خود می برند و همه به آب رودخانه و جوی می دهند تا درد و بدبختی را از خود دور کنند.

فالگوشی نشینی: زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند.

اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را بر آورده می پندارند. ولیکن اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.

قاشق زنی: زنان و دختران آرزومند و حاجتمدار، قاشقی با کاسه ای مسین بر می دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی و آجیل، یا برنج و بنشن، و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان، به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

بخت گشایی: تا چند دهه پیش، برخی از بانوان خانواده های سنتی تهران برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه آخر سال کارهایی می کردند که به سودمند بودن آنها باور داشتند در این جا برخی از آنها را یادآوری می کنیم:

پس از بوته افروزی، زنی نیمسوزی بر می داشت و با آن در پی دخترش می دوید و اورا از خانه بیرون می راند تا در سال نو از خانه پدر به خانه شوهر برود.

پیش از آفتاب غروب، زنی به دباغخانه شهر می رفت و جامی از آب آن بر می داشت و به خانه می برد و آب را روی سر دختر خود می ریخت.

غروب شب چهارشنبه دختر یا زن ” کاربسته” و ” سیاه بخت” برای گشودن کار و بخت خود به سه دکان رو به قبله مراجعه می‌کرد و از دکان سوم مقداری ” کندر” و “وشا” و ” اسپند” می خرید و دود می کرد.

کوزه شکنی: تا زمانی که در میدان ارک تهران نقاره خانه ای بود، زنان برای دور کردن قضا و بلا از خود و خانواده به آنجا می رفتند و کوزه نو و آب ندیده ای را از بالای سر در نقاره خانه به زمین می افکندند و شکستند. زنانی هم که نمی توانستند به میدان ارک بروند کوزه را از سربام خانه خود به زمین می انداختند.

فال کوزه: زنان گردهم می آمدند و کوزه دهان گشاده کوچکی را در میان خود می گذاشتند و هریک چیزی را به نام خود نشان می گذاشتند و در کوزه می انداختند.

زنی هم چند تکه کاغذ تا شده را که بر روی هریک از آنها غزلی از حافظ نوشته شده بود در کوزه می انداخت. آن گاه، دختر نابالغی دست در کوزه می کرد و کاغذی را همراه یکی از نشانه ها بیرون می آورد. زنی کاغذ را باز می کرد و غزل را می خواند. معنای غزل پاسخ نیت و فال زنی بود که نشانه اش را باکاغذ از کوزه بیرون آورده بودند.

باطل کردن سحر و جادو: برای باطل کردن سحر و جادو از خانه و گشایش کار ” قلیاب” یا ” قلیاب سرکه” درست می کردند و آن را در چهار کنج خانه و اتاق و سردر کوچه می پاشیدند و می گفتند: هر کس کرده جادو عدل – من می کنم جادو باطل!

آش چهارشنبه سوری: خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه سوری ” آش ابودردا” یا ” آش بیمار” می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.

رفع نحسی کودک: برای بریده شدن ” غش” و “ریسه” کودک شیرخوار و از میان بردن ” نحسی” اش، او را به میدان ارک می بردند و سه بار از زیر نقاره خانه ولوله توپ مروارید می گذارند. همچنین، در کوزه ای گندم می ریختند و آن را بر زمین می زدند و می شکاندند تا گندمش روی زمین پخش شود و پرندگان آن را بخورند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری: زنانی که نذر و نیازی می کردند و در شب چهارشنبه سوری، آجیل هفت مغز به نام آجیل چهارشنبه سوری از دکان روبه قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خوردند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذری را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

خرید لوازم جشن : بستگی به رسم منطقه تغییر می کند اما معمولا جارو و اسپند خریداری می شود جارو برای غبار رویی و اسپند برای دود کردن در استقبال از ارواح و دفع پلیدیها.

شکستن کوزه و تخم مرغ: داستانی است که نقل می کند روزی کوزه گران شکایت کردند که کسی کوزه نمی خرد، (حضرت فاطمه زهرا سلام الله) دستور داد در چهارشنبه آخر سال تمام کاسه و کوزه های کهنه بشکنند و به جای آن کوزه نو خریداری کنند و از آن به بعد کوزه شکستن رایج شد. اگر کسی کوزه نمی شکست و کوزه کهنه دوساله را در خانه نگه می داشت او نزد مردم فردی خسیس و منفور جلوه می کرد.

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در تبریز

در تبریز صبح روز سه شنبه( یک روز قبل از چهارشنبه آخر سال) جوانان از طلوع آفتاب به کوچه ها می رفتند و هفت بار از روی جوی آب یا چشمه آب می پریدند و در همان حال می خوانند: آتیل ماتیل چهارشنبه، آینا تکین بختیم آچیل چهارشنبه.

از دیگر رسوم های این دیار این بود که مردم همراه اعضای خانواده روز سه شنبه به خصوص عصر روز سه شنبه برای خرید به چهارشنبه بازاری می رفتند و خوردنی هایی همانند آجیل، شیرینی تهیه می کردند و به آن آجیل چهارشنبه یمیشی که ترکیب آن عبارت بود از مغز گردو، بادام، فندق، کشمش، نخود و … می گفتند.

یکی از مراسم های دیگر، خرید لباس نو برای بچه ها بود و به آن بچه ها ( چهارشنبه بالالاری) می گفتند، در واقع چهارشنبه سوری جشن کودکان بود به طوریکه مردم به طنز و ظرافت می گفتند چهارشنبه اوشاغی بشی بیر شاهی.

ارسال چهارشنبه لیخ از دیگر مراسمات این روز در تبریز بود که به خانه عروسی که تازه به خانه بخت رفته از طرف پدر و مادرش انجام می گرفت؛ چهارشنبه لیق بیشتر از پارچه برای عروس، پیراهن برای داماد و آجیل چهارشنبه سوری تشکیل می شود.

همچنین ارسال چهارشنبه لیق از طرف داماد به عروس که هنوز به بخت نرفته و در خانه پدر زندگی می کند رایج بود.

از رسوم قدیمی دیگر می توان به آتش روشن کردن در پشت بام خانه ها اشاره کرد و بچه ها هنگام پریدن از آتش می خوانند: آتیل ماتیل چهارشنبه، بختیم آچیل چهارشنبه که معادل فارسی آن زردی من از تو سرخی تو از من است.

همچنین تبریزی ها در این روز به یکدیگر آب یا گلاب می پاشیدند و معتقدند که آب پاشیدن، زندگی را با آن سعادت قرین می کند.

بعضی از این مراسم ها همچنان در بین برخی از مردم تبریز انجام می گیرد و مردم این دیار به رسم قدیم و به ید آن روز ها هنوز هم بعضی از آن مراسم ها را اجرا می کنند.

نتیجه آداب پذیرایی از ارواح مردگان و یادآوری آنان از جمله آیین های مربوط به پایان سال و آغاز سال نو است که در میان بیشتر قوم کاربرد دارد. در آئین ها و جشن های قومی و مذهبی در ایران، به ویژه در آئین های مربوط به جشن سده، شب چهارشنبه سوری و شب نوروز. آتش همچنان که شرحش آمد حضور و نقشی برجسته و نمادین داشته و دارد.

ایرانیان از دیرباز آتش را پاس می داشتند و حرمت می نهادند و آنرا منبع نیرو و روشنایی و زداینده تاریکی و سیاهی و پاک کننده پلیدی و آلودگی می انگاشتند. آتش مراسم آئینی – عبادی را که برای آن خاصیت قدسیانه قابل بودند، حرمت می نهاند و فقط با آب خاموش می کردند و خاکسترش را به آب روان می دانند. آتش از خانه بیرون دادن در شب را هم ناروا و بدشگون می شمردند و معتقد بودند که روشنایی خانه هایشان را می برد.

همچنان که آتش افروزی در شب نوروز و راه افتادن دسته های آتش افروز از چند روز مانده به نوشدگی سال، نشانه و نماد پایان سیاهی موسم سرما و مظهر مرگ زمستان و آمدن خورشید بهاری و زندگی دوباره طبیعت است، افروختن آتش بر سر بام هارو در گذر ها و روشن نگه داشتن چراغ خانه ها در شب نوروز هم ظاهرا مظهری از استقبال از ارواح مردگان در شب سال نو و روشن کردن راه گذر آنها به خانه و کاشانه هاشان است.

منابع: کتاب جشن نوزایی آفرینش – کتاب جشن ها و آیین های سنتی در ایران

 

 

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.

طبق آیین باستان در این رو آتش بزرگی بر افروخته می شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.

به بیان دیگر مردم خواهان آن هستند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به آنها بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.

جشن مبارزه با تاریکی
جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.

آداب کهن تبریزی ها, چهارشنبه سوری

آداب و رسوم مراسم چهارشنبه سوری :
چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوری ) یکی از آیین های نوروزی امروز – که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد – «مراسم چهارشنبه سوری» است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره ی چهارشنبه سوری، کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.

برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند ودر برخی از شهرها و روستا ها هنوز این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از:

کوزه شکنی یکی از مراسم چهارشنبه سوری :

یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام ، به کوچه می افکند و می گفت :درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه

آجیل چهارشنبه سوری :

رسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

فالگوش ایستادن ،یکی از مراسم چهارشنبه سوری:

دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.
بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.

بوته افروزي

در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و ييماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود “زردي من از تو / سرخي تو از من”

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.

در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.

مطلب پیشنهادی :  انشا درباره شغل فوتبالیست و ورزش فوتبال

 

انشا چهارشنبه سوری طنز

چهارشنبه سوزی، ببخشید چهارشنبه سوری، یکی از آیین های باستانی ایران است.

نمیدانم تاریخچه این آیین مربوط به چه زمانی است. بعضی ها می گویند چهارشنبه سوری از آیین زرتشت مانده است، بعضی ها هم می گویند اصلا چهارشنبه سوری یک آیین نبوده؛ بلکه در گذشته مردم وقتی برای نوروز خانه تکانی می کردند، در شبِ آخرین چهارشنبه سال لوازم اضافی شان را نمی دانستند چه کار کنند، چون آن موقع نه دیوار بود و نه شیپور و نه خلازیر، به ناچار لوازم دست دوم شان را در کوچه می ریختند و می سوزاندند.

بعد کم کم عده ای تصمیم گرفتند از روی آتش از این طرف به آن طرف بپرند تا به این وسیله خوشحالی کنند و از کمترین امکانات بتوانند بیشترین لذت و سرگرمی را داشته باشند. البته گاهی اوقات هم شادی تبدیل به سوزش میشد و تلفات جانی هم داشت البته نه درحد کور شدن چشم و قطع شدن دست، فقط درحدی که این پا به مدت یک هفته با آن پا قهر میشد وشخصِ پرنده از رویِ آتش، شبیه پنگوئن راه میرفت و درس عبرتی بود برای دیگران.

 

چهارشنبه سوزی

مردم که از این جور چیزها عبرت نمی گرفتند، تصمیم گرفتند چهارشنبه سوری ها را جذاب تر کنند، ترقه هایی ساختند که آن را در نوک فلزی یک موشکِ پلاستیکی میگذاشتند و به آسمان پرت می کردند، وقتی نوک آن موشک به زمین میخورد تَقّی می کرد و مردم درحالیکه انگشت در گوش کرده و چشمانشان را جمع میکردند با شنیدن صدای تقّ آن ذوق مرگ می شدند.

البته ناگفته نماند احتمال اینکه در بازگشت موشک به زمین، نوکش به زمین بخورد یک به ده بود؛ یعنی بعد ده بار پرتاب کردن موفق میشدی صدای مبارک تَقَّش را بشنوی.

همین باعث شد مردم به فکر ترقه های پیشرفته تری بیفتند که تَقِّ بیشتری داشته باشد و با یک بار پرتاب کردن تَقّش در بیاید، پس سیگارت ها ساخته شدند.

سیگارت ها شبیه سیگار بودند نوکش را آتش میزند و بعد از چند دقیقه می ترکید تَععععععقَّش در میامد.

مردم همچنان به دنبال تَقّ های بلندتری بودند که روز چهارشنبه سوری تبدیل شد به چهارشنبه سوزی.

بمب ها و موشکها و نارنجک هایی وارد جشن چهارشنبه سوری شدند که دیگر صدایشان تَقّ نبود بلکه تبدیل شده بود به باااامب…

بامب هایی که شهر را تبدیل کرده بود به میدان جنگ نه یک جشن.

آخرِشب آنچنان دودی آسمان را پر می کرد که بمب اتمی امریکا، آسمان هیروشیما را آنطور دودی نکرده بود.

چشم های زیادی کور شد، دست های زیادی قطع شد، پاهای زیادی دیگر پای دیگر را ندید.

صدا و سیما هم خیلی تلاش کرد با این آیین تحریف شده مقابله کند، کور ها و لنگ ها و مجروحان چهارشنبه سوزی را نشان می داد تا درس عبرتی شود، اما نشد. در شب چهارشنبه سوزی چه کارتونها و فیلم های سینمایی دست اولی را پخش کرد تا مردم درخانه بشینند و بیرون نیایند، ولی همان آش بود همان کاسه.

کار فرهنگی که نتوانست کاری کند شاید کار اقتصادی بتواند کاری کند. گرانی ها هرچه بدی دارد شاید یک خوبی اش این باشد که چهارشنبه سوزی را به همان چهارشنبه سوریها های تَقّی برگرداند .

 

 

تاریخچه چهارشنبه سوری

به گزارش انشا سرا به نقل از سایت برترینها؛ يکي از سنت هاي باستاني ايرانيان برگزاري جشن چهارشنبه سوري بوده که شب چهارشنبه آخر هرسال، ايرانيان در همه شهرها با برپايي آتش، مراسم باشکوهي برگزار مي کردند. واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری در زبان کُردی که به معنی سرخ است ساخته شده‌است (این مطلب سندیت تاریخی و علمی ندارد) که در آن آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود. اين آيين از آن جهت به غروب آخرين سه شنبه (شب چهارشنبه) موکول شده است که زرتشت، با رسيدگي حساب هاي گاهشماري به تنظيم و تدوين دقيق تقويم توفيق يافت و آن سالي بود که تحويل سال به سه شنبه اي مصادف شد که نيمه آن سه شنبه تا ظهر، جزئي از سال کهنه و نيمه بعدازظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نيمه شب همان روز مي دانستند، بنابراين فرداي آن سه شنبه را نوروز شناختند و شبش را جشن گرفتند و آتش افروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوري قرار دادند. به يک عقيده ديگر ايرانيان مراسم آتش افروزي در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرين چهارشنبه سال قرار داده اند، تا از عقيده اعراب پيروي کرده باشند که روز چهارشنبه يا «يوم الاربعا» را شوم و نحس مي دانستند. درمورد وجه تسميه «چهارشنبه سوري» عقيده دارند، به مناسبت آتش افروزي، آن شب را «سور» (سرخ) ناميده اند. (روزنامه ابتکار)

شواهد دلالت بر آن دارد كه این جشن از اوایل قرن هفتم هجری به دست فراموشی سپرده شد، سپس با عناوینی دیگر از سده‌های دهم معمول شد.

هاشم رضی در كتاب گاه شماری و جشن‌های ایران باستان، درباره چهارشنبه سوری می نویسد: «ایرانیان در یكی از چند شب آخر سال جشن سوری را كه عادت و سنتی دیرینه بود، با آتش‌افروزی همگانی برپا می‌كردند.

 

انشا در مورد چهارشنبه سوری جدید 1399

اما چون اساس تقسیم آنان در روزشماری بر آن پایه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌های كنونی روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنین جشنی برگزار نمی‌شد. روزشماری كنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شد. بی‌گمان سالی كه این جشن به شكلی گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماری تازیان چهارشنبه نحس و بدیمن به شمار می‌آمده از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و بدین وسیله می‌كوشیدند نحوست چنین شبی را از بین ببرند. (سایت آفتاب)

دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از ورود اعراب به ايران می داند. دکتر نيکنام در اين باره می گويد:”ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش را زشت می دانيم.

در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يکشنبه و… بعد از ورود اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. ما پيش از تسلط اعراب بر ايران هر ماه را به سی روز تقسيم می کرديم. و برای هر روز هم اسمی داشتيم . هرمز روز، بهمن روز،… برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم.” بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.”

“بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری.” (دکتر کورش نيکنام موبدیار، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ ایران باستان، نماینده زرتشتی ها در مجلس هفتم شورای اسلامی)

گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شايد مهمترين رسم شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.

 

انشا ادبی درباره چهارشنبه سوری

رفته رفته به چهارشنبه آخر سال نزدیک می شویم و همه ما در ذهن‌هایمان منتظر برپایی جشن چهارشنبه سوری هستیم. ولی امسال با توجه به شرایط خاص و ویژه‌ای که برای جامعه جهانی و بخصوص در کشور عزیزمان ایران بوجود آمده است، و ویروس کرونا شیوع گسترده‌ای پیدا کرده است، حس و حال جشن چهارشنبه سوری و برگزاری آیین های گروهی این جشن باستانی ایران زمین نیز تحت شاع قرار گرفته است. حتما شما هم این مدت چه در شبکه‌های اجتماعی و چه در رسانه‌های صوتی و تصویری با توصیه‌ها و کمپین‌های عدم حضور در اجتماع و ترجیحا حضور درخانه رو به رو شده‌اید. از همین رو امسال انتظار می‌رود ماهیت جمعی – گروهی چهارشنبه سوری برای حفظ سلامتی خانواده و هموطنان عزیزمان لغو شوند و تا جای ممکن آیین‌های آن تنها با حضور افراد خانواده در کنار هم برگزار گردد. با این حال در این مطلب لست سکند قصد داریم شما را کمی بیشتر با تاریخچه و آیین‌های این جشن باستانی ایران زمین آشنا کنیم و از شما بار دیگر بخواهیم که چهارشنبه سوری امسال از حضور در اجتماعات بپرهیزید. پس ما را همراهی کنید.

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران

در مورد پایه و اساس این رسوم سنتی ایرانیان تاریخ دقیقی وجود ندارد. ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که نباید چرک و آلودگی سال کهنه را تحویل نوروز داد و از طرفی برای رفع آلودگی‌ها آب کافی وجود نداشته است، به همین دلیل به عنصر آتش روی آورده‌اند و چون آتش را مظهر و عامل پاکی می‌ دانستند، با آتش زدن هیزم به از بین بردن لوازم غیر قابل استفاده و ضدعفونی کردن محل زندگی خود می‌پرداختند. با توجه به اینکه روز چهارشنبه از نظر ایرانیان باستان نحس بود این مراسم را در آخرین چهارشنبه سال انجام می‌دادند. با ورود اسلام به ایران این مراسم همچنان پابرجا ماند، زیرا آتش در اسلام نیز جزء مطهرات است و هر چیز ناپاکی که در آتش بسوزد پاک و طاهر می‌شود. از طرفی اعراب هم چهارشنبه را نحس می‌دانند و نحسی این روز را با روشن کردن آتش رفع می‌کردند.

 

آیین‌هایی اضافه بر آیین اصلی چهارشنبه سوری

علاوه برافروختن آتش، آیین‌های مختلف دیگری نیز در بخش‌های گوناگون ایران در زمان این جشن انجام می‌شوند. برای نمونه، در تبریز، مردم به چهارشنبه‌بازار می‌روند که با چراغ و شمع، به‌طرز زیبایی چراغانی شده‌است. هر خانواده یک آینه، دانه‌های اسفند، و یک کوزه برای سال نو خریداری می‌کنند. در برخی از بخش‌های ایران نیز روز بعد از چهارشنبه‌سوری، خانه‌تکانی آغاز می‌شود.مهم‌ترین و مرسوم‌ترین آیین‌های مرتبط با چهارشنبه‌سوری چنین‌اند:

کوزه‌شکنی

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران

در بیش‌تر شهرهای ایران پس از پریدن از روی آتش، کوزه‌ها را می‌شکستند. این آیین احتمالا به این دلیل بود که در گذشته مردم اعتقاد داشتند که بدیُمنی به درون کوزه می‌رود و شکستن آن باعث از بین رفتن بدیمنی می‌شود. در مناطق مختلف ایران تفاوت جزیی در اجرای مراسم وجود داشته است. برای نمونه در تهران داخل کوزه چند سکه هم انداخته می‌شده است. تا همین اواخر مردم تهران در چهارشنبه سوری به نقاره‌خانه می‌رفتند و به همراه نواختن نقاره در ساعتی مشخص، کوزه‌هایشان را به زمین پرت می‌کردند. درمنطقه‌ی خراسان داخل کوزه مقداری زغال، نمک و سکه قرار می‌دادند و بعد از آن هر عضو خانواده با گرداندن کوزه به دور سر خود، هرگونه بدیمنی و اتفاق بد را به کوزه منتقل کرده و در نهایت آن را از بام خانه به کوچه پرتاب می‌کردند. در اراک و آشتیان دانه‌های جو در کوزه گذاشته می‌شود.

این سنت یک اصل بهداشتی داشته است. ظروف سفالین چون لعاب نداشتند خیلی زود آلوده می‌شدند و با توجه به اینکه قابل شستن و پاک کردن نبودند، بنابراین باید از بین می‌رفت. ایرانیان قدیم باور داشتند که ظرف سفالین بیش از یک سال نباید در خانه بماند که این موضوع ریشه‌ی اصل بهداشتی بود که گفتیم. برای همین با پایان سال در شب چهارشنبه سوری ظروف سفالین در خانه را می‌شکستند. از طرف دیگر با این عمل کار سفالگران نیز رونق داشت.

قاشق‌زنی

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران

این رسم که امروزه رو به فراموشی می‌رود، در گذشته یکی از مهمترین رسوم چهارشنبه سوری بوده است. در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانه‌ی دوستان و همسایگان خود می‌رفتند. صاحبخانه با شنیدن صدای قاشق که به کاسه می‌خورد به در خانه می‌آمد و داخل کاسه آنها آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و گاها پول می‌ریختند.

سنت قاشق‌زنی احتمالا از باور زرتشتیان نشات گرفته است. در اوستا آمده است که پنج روز آخر سال تا روز پنجم فرودین اورمزد دوزخ را خالی می‌کند و ارواح رها می‌شوند. ارواح نیک در رستاخیز آخر سال به میان زندگان برمی‌گردند و به شکل افرادی که رویشان پوشیده شده، به خانه بازماندگان سر می‌زنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان هدیه‌ای می‌دهند. قاشق زنی در واقع استفاده‌ی ارواح از زبان بدن به جای زبان گفتار است.

فال‌گوشی و گره‌گشایی

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران

گره گشایی یا فال گوشی نیز از جمله مراسماتی هستند که ریشه ای باستانی داشته است. در این مراسم معمولا دختران جوان به نیت باز شدن بخت خود، دعا کرده و جواب نیت خود را با استفاده از تعبیر صحبت های افراد که از آن محل رد می شوند، می‌گرفته‌اند. دود کردن اسپند و گرداندن آن به دور سر افراد نیز از جمله دیگر رسومی است که در این شب انجام می شود تا بدی ها را از افراد دور نمایند.

شاهنامه‌خوانی

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران

شاهنامه خوانی و قصه گویی به دور آتش نیز از جمله دیگر رسومی است که در شب چهارشنبه سوری معمولا توسط بزرگان خانواده انجام می شود. در این میان نیز افرادی که دستی در هنر موسیقی دارند، معمولا با سازهای خود اقدام به هنرنمایی کرده و اشعاری نیز در وصف سال جدید و آمدن بهار نیز سروده و خوانده می شود. این مورد که در جشن های دیگری نیز همچون آیین شب یلدا انجام می پذیرد، معمولا جزئی جدایی ناپذیر از مراسم‌های باستانی ایران زمین می باشد.

آجیل مشکل‌گشا

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران

در گذشته بعد از پایان مراسم پریدن از آتش، اهل خانه دور هم جمع می‌شدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخمه هندوانه، تخمه کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخمه خربزه، گندم و شاهدانه را که از زمستان باقی‌مانده بود، روی آتش بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. گذشتگان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه از وی دور می‌گردد.

شال اندازی

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران

آیین شال‌اندازی یکی دیگر از رسوم چهارشنبه سوری است که در بیشتر روستاها و شهرها رواج داشته و تاکنون نیز اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان، زنجان، اراک و برخی نقاط دیگر حفظ کرده‌است. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره می‌زدند، با آن طنابی بلند درست می‌کردند و از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آن را از روزنه دودکش وارد خانه می‌کردند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌ساختند. صاحبخانه‌ها که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده شال، در گوشه شال آجیل،‌شکلات یا پول قرار می‌دادند و آن را گره می‌زدند و با یک تکان ملایم اعلام می‌کردند که هدیه آماده است. شال‌انداز شال را بالا می‌کشید. آنچه داخل شال قرار داشت به نوعی فال بود. برای نمونه اگر داخل شال شیرینی بوده، شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی بوده است یا اگر داخل شال انار قرار می‌دادند نشانه‌ی کثرت اولاد بوده است. گردو نشانه‌ی طول عمر، بادام و فندق نشانه‌ی بردباری بوده است. اما اگر سکه نقره قرار داشت به معنی سپیدبختی بوده است. زیرا در برخی نقاط این مراسم به نوعی خواستگاری غیر مستقیم بوده و در این مراسم پسری که قصد داشت با دختری ازدواج کند با این روش پاسخ خود را از دختر می‌گرفت.

 

انشای زیبا درباره چهاشنبه سوری غیر تکراری

انشاء درباره چهارشنبه آخر سال : امروز هم برای شما یک متن بسیار عالی از انشا در مورد چهارشنبه سوری یا همان چهار شنبه آخر سال آماده کرده ایم که میتوانید در زیر آن را مشاهده نمایید .

آداب و رسوم ما نشان دهنده فرهنگ و تمدن دیرینه ماست که با اجرا و احترام به آن اصیل بودن ما و ارزشمند شمردن گذشتگان ما جلوه گر می شود. این رسومات از گذشته های خیلی دور دارای یک عادت و سنت هایی بوده است که همه ساله اجرا می شده و می شود.

همانطوری که عادت قاشق زنی و یا پریدن از روی آتش بوده است. که هرکدام ماجرایی را پشت پرده دارند. رسم قاشق زنی که مفهوم آن را دارد که در این شب عزیز که همگی به مناسبت عید شادی می کنند و جشن می گیرد درست نیست که افرادی در همسایگی گرسنه سر بر روی بالش بگذارد.

با این رسم همدلی و مهربانی را نسل به نسل به فرزندانمان آموزش می دهیم و با تقسیم غذا و شیرینی و تنقلات خود برکت را به سفره های خود در این شب عزیز مهمان می کنیم و یا رسم پریدن از آتش که نشان دهنده ی این است که با شروع سال جدید تمام بیماری ها و زردی ها از تن و بدن انسان خارج شود و در مقابل آن سرخی و زیبایی آتش در وجودمان وارد شود و با دور هم جمع شدن خانواده ،اتحاد و پیوستگی را یادآور می شوند و با شادی و همهمه به استقبال سال جدید می روند تا در مقابل آن سال شاد و پر از خیر و برکتی داشته باشند.اما رفته رفته این سنت های مهم و پر مفهوم در حال نابودی است و در مقابل آن رسومات غربی دیگری وارد شده که نه تنها هیچ مفهوم و فایده ایی ندارد بلکه سرشار از خطرات و اتفاقات ناگوار را می تواند به همراه داشته باشد. مثل رسم آتش بازی و ترقه و فشفشه که می تواند با یک لحظه غفلت اتفاقی جبران ناپذیر به همراه داشته باشد و تنها چیزی که به جا بگذارد حسرت و پشیمانی است.

بیاییم از گذشتگان خود درس بگیریم و آن ها را سرمشق و سرلوحه ی زندگی خود قرار دهیم و مهربانی و یک دلی و اتحاد و پیوستگی را به جای شادی ها و لذت های لحظه ایی جایگزین کنیم. زیرا که این آموزه های گران بها نه تنها لحظه ایی نیستند بلکه جاویدان و همیشگی هستند و با اجرا آن تنها با عشق و خوبی سال خود را شروع می کنیم.

گذشتگان ما درست است که در گذشته بودن و تمام شدن اما با کمی تحقیق و پرس و جو متوجه می شویم که با همه ی قدیمی بودنشان اما همیشگی بودند. بیاییم با پیروی از آن ها ما نیز همیشگی شویم.

 

انشا درمورد چهارشنبه سوری کوتاه

مراسم چهارشنبه آخر سال را با شادی‌های سوری که برای لحظه‌ای شادی و خوشی را به همراه دارد و غمی همیشگی را در دل‌ها می‌گذارد همراه نکنیم.

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، بهاری که با شکوفه دادن درختان، خانه‌تکانی منزل‌ها، خرید لباس نو و آجیل و دید و بازدید همراه است. هر چه به روزهای پایانی سال نزدیک‌تر می‌شویم نیز تب و تاب مردم برای استقبال از بهار بیشتر می‌شود.

اقوامی که در طول سال وقت دیدو بازدید و احوالپرسی از یکدیگر را ندارند و اینک با فرارسیدن بهار خود را برای میهمانی و میزبانی از میهمان آماده می‌کنند.

میهمانی‌هایی که یک بار در سال آن‌هم بهار برگزار می‌شود و چقد خوب است که با دلی شاد و لبی خندان به استقبال از بهار برویم و شادی و نشاط مهمان خانه‌های دلمان باشد، اما این میهمان به سادگی به سراغ خانه‌های دلمان نمی‌آید و باید تدارکات حضور این میهمان را آماده کنیم.

برای اینکه در ایام عید شادی میهمان قلب‌هایمان باشد باید به جای برگزاری آداب و رسوم نامناسب، آداب و رسوم سنتی ایرانی را برگزار کنیم تا مبادا صدمه‌ای به خود یا دیگری وارد کنیم و غم میهمان نوروزی خانه‌هایمان باشد.

چهارشنبه‌سوری یکی از مراسم سنتی ایران است که در چهارشنبه آخر سال برگزار می‌شود و مردم با پریدن از روی آتش لحظات خوب و شادی را در کنار یکدیگر سپری می‌کنند، اما امروز این آیین سنتی رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و مراسم سنتی چهارشنبه‌سوری به شکلی مدرن‌تر و خطرناک‌تر برگزار می‌شود و مواد محترقه و ترقه‌های خطرناک مانند نقل و نبات در جیب مردم جای گرفته بدون آنکه مردم بدانند یا بخواهند بدانند که ترقه‌هایشان در کمین گرفتن جان هزاران هزاران انسان است؛

چه آن افرادی که خود در جیب‌هایشان ترقه حمل می‌کنند و چه آنان که به عنوان فردی رهگذر در کوچه و خیابان‌های شهری آخرین شب‌های سال را قدم می‌زنند و چه دردناک است که آخرین قدم‌زنی‌های شب‌های پایانی سال منتهی به بیمارستان یا بدتر از آن با مرگ همراه باشد.

آری اکنون با فرا رسیدن چهارشنبه آخر سال باید حواسمان باشد تا مبادا با سهل‌انگاری یا خوشی لحظه‌ای، غمی به وسعت یک سال را بر دل‌ها بگذاریم. غمی که با سوختن یا از دست دادن جان عزیزی تجربه می‌شود.

امسال بسیاری از افراد در حادثه پلاسکو با خود عهد بستند که به احترام شهدای آتش‌نشان حادثه پلاسکو چهارشنبه‌سوری آرام با آداب و رسوم سنتی ایرانی و ایمن برگزار کنیم و چقد خوب است با پایبندی به این عهد خود، آیین سنتی چهارشنبه‌سوری را به چهارشنبه‌سوزی تبدیل نکنیم و استقبال از بهارمان با سوختن و داغ‌دیدن و غم همراه نشود.

غمی که هیچ‌گاه از خاطره‌ها پاک نمی‌شود و با آتش‌بازی‌های خطرناک تمام هستی و زندگی عده‌ای را به آتش بکشیم و دود آن به چشم کسانی برود که هرجا آتشی دیدند به جای شعله‌ور کردن شعله‌های آتش، سعی در خاموش کردن آتش کردند تا مبادا شعله‌های آتش زندگی فردی را به آتش بکشاند.

آری مواظب شادی‌های خود باشیم که مبادا شادیمان غمی بر دل هم‌نوعانمان باشد. پس بیایم همه با هم برای احترام به خود و همنوعانمان چهارشنبه‌سوری سنتی و زیبایی که یادآور سنت‌های گذشتگان است را داشته باشیم تا لحظه سال تحویل سلامتی، نشاط را به عزیزانمان عیدی بدهیم.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

80 − 79 =